1342.ir 1342.ir
1342
صفحه اصلی متن سخنرانی ها کاروانی که مسیرش از بعلبک گذشت ...
کاروانی که مسیرش از بعلبک گذشت ...

 

 

متن  سخنرانی سید حسن نصر الله در اربعین حسینی(ع) ـ بعلبک


وی از طریق ویدئو کنفرانس در مراسمی با عنوان "موکب الاحزان" سخن گفت که در شهر "بعلبک" در مسیر حرکت کاروان اسرای شام برگزار گردید.

 

 

متن ویرایش‏ شده‏ ی سخنرانی:


بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علی الحسین، و علی علي بن الحسین، و علی اولاد الحسین، و علی اصحاب الحسین.

برادران و خواهران عزیز در شهر "بعلبک"!

از خداوند می‏خواهم که عزاداری شما را قبول کند. امروز می‏خواهم سخنانی درباره این مناسبت حسینی مطرح کنم. همچنین می‏خواهم درباره اوضاع منطقه و نیز لبنان که این روزها درگیر مسائل مهمی است صحبت کنم؛ زیرا اکنون کشور ما درگیر مسأله‏ای سرنوشت‏ ساز است.

مناسبت اربعين

امروز اربعين حسيني است. این روزها میلیون ها نفر در جهان و در کربلا مشغول عزاداری هستند.  کاروان کربلا دو هزار کیلومتر از کربلا تا شام حرکت کرد و در این راه از شهر بعلبک گذشت و به دمشق و بارگاه یزید رسید.

آنها شهر به شهر می رفتند و به رهبری «امام علی بن الحسین علیهما السلام» مردم قبائل و شهرها را تحت تأثیر قرار می‏دادند. این کاروان همراه رؤوس امام حسین(ع) و شهداء با اراده و قدرت تمام این مصائب را تحمل نمود.

اهل بیت(ع) در کاخ ظلم یزید

کاروان اسراء سرانجام در دمشق به کاخ ظالمی رسید که خاندان رسول الله را به شهادت رسانده بود. هنگامی که کاروان به کاخ رسید علاوه بر مردم، بزرگان قوم نیز جمع شده بودند و «یزید» می‏خواست جشن پیروزی خود را برگزار کند؛ لذا با با یادآوری جنگ بدر گفت: "ماجرای کربلا برای تلافی آنچیزی بود که محمد با بنی‏امیه در بدر کرده بود!"

یزید با حالتی فخرفروشانه با چوب خیزران بر لبان امام حسین(ع) می‏زد و شعر می‏خواند.

در این لحظه حضرت زینب(س) که در مسیر اسارت و در کنار سران بریده‏ی برادرانش سختی‏ های فراوانی را تحمل کرده بود، آیاتی از کلام الله مجید خواند و سپس سخنانی با این مضمون فرمود: "ای یزید! آیا فکر می کنی به پیروزی رسیده‏ای! آیا فکر کرده‏ای خداوند ما را رها کرده است؟ ... ای یزید عذاب خداوند بر تو باد! آیا فکر می‏کنی با این کار که ناموس پیامبر را شهر به شهر بچرخانی و مردان ما را بکشی به پیروزی رسیده‏ای؟ خیر؛ این طور نیست. ای یزید ناپاک! آنهایی که تو به شهادت رساندی کسانی بودند که به خاندان پیامبر(ص) تعلق داشتند. عمر تو کوتاه است و تو فرصتی نخواهی داشت".

خطبه آتشین امام سجاد(ع)

امام سجاد ـ علیه السلام ـ نیز در دمشق خطبه‏ ی باشکوهی ایراد کرد که تمام مجلس را به گریه واداشت؛ آن هم در حالی که بشدت رنجور بود و کتف‏ها و پاهایش زخم این مسیر طولانی را برداشته بود.

امام (ع) در این خطبه سپاس خدای را به جای آورد و سخنانی با این مضمون فرمود: "منم فرزند مكه و منا، منم فرزند زمزم و صفا، منم فرزند فاطمه زهراء سيدة النساء، منم فرزند خديجه كبرا، منم فرزند امام مقتول به تيغ اهل جفا، منم فرزند لب تشنه صحراي كربلا، منم فرزند غارت شده اهل جور و عنا، مائيم اهل بيت محنت و بلا، مائيم محل نزول ملائكه سماء و مهبط علوم حق تعالی ... خداوند محبت ما را در دل مردم قرار داد. رسول الله از ماست؛ شیر خدا علی بن ابی‏طالب ـ همان کسی که رسول الله گفت هر کس او را نشناخت خدا را نشناخته است ـ از ماست؛ من فرزند رسول خدا هستم؛ من فرزند کسی هستم که به معراج رفت؛ من فرزند محمد(ص) هستم؛ من عرب بادیه‏نشین نیستم؛ من خارجی نیستم؛ و این زنان و دختران، خاندان و دختران پیامبر(ص) و عمه‏های شما هستند...".

منظور امام(ع) از این معرفی خود، فخرفروشی نبود بلکه می‏خواست خودش و زنان و کودکان اهل بیت(ع) را به مردم شام معرفی کند.

امام(ع) آنقدر گفت و گفت تا تمام حاضران مجلس یزید، شروع به گریستن کردند. در این هنگام یزید ترسید که شورشی علیه او ایجاد شود، بنابراین به مؤذن دستور داد اذان بگوید تا شرایط مجلس عوض شود. اما هنگامی که مؤذن گفت: «اشهد ان محمداً رسول الله» امام(ع) به یزید فرمود: این محمدی که از او نام می‏برید جد من است؛ پس چرا تو فرزندان او را کشتی؟

هنگامی که مردم حقیقت را فهمیدند پایه‏های کاخ یزید به لرزه درآمد. این، بخشی از اتفاقاتی بود که در دمشق افتاد.

یاد کاروان اسرا در بعلبک

کاروان عاشورا با این سخنان، تاریخی که یزیدیان می‏خواستند بنگارند را شکست. تاریخ به ما نشان داد که یاد و خاطره امام حسین(ع) هرگز از یاد نرفت و نمی‏رود؛ حتی در بین مسیحیان و غیرمسلمانان. در جلسه یزید هم یک مسیحی ‏تبار بلند شد و گفت: "من از فرزندان مسیحیان هستم و وای بر شما که با فرزندان پیامبرتان اینگونه رفتار می‏کنید".

بر اساس نقل تاریخ در اوایل صفر سال 61 هجری کاروان اسرا وارد این شهر ـ بعلبک ـ شدند. در همین سرزمین شما حضرت زینب و امام سجاد به نماز ایستادند. اینجا منطقه‏ای بود که مسحیان در آن زندگی می کنند اما امروز یاد و خاطره حسین(ع) در اینجا زنده است. به همین مناسبت ما امروز در اینجا و در شهر "بعلبک" جمع شده‏ایم. تجسم اربعین برای ما لبنانی‏ها در شهر بعلبک است که سعادت داشت سر مبارک امام حسین(ع) را در مقطعی از تاریخ زیارت کند. ما می‏خواهیم امسال این مفهوم را زنده و مناسبت اربعین را هر چه با شکوه‏تر در این جا برگزار کنیم.

مقاومت اسلامی ما هم از همین شهر برخاست و از همین نهال مبارک بود که مقاومت در لبنان شکل گرفت. مقاومتی که بعد از این همه سال همچنان فریاد می‏زند: "لبیک یا حسین".

در این جمع، یاد و خاطره روزهای گذشته را نیز گرامی می‏داریم؛ روزهایی که گفته می‏شد اسرائیل را نمی‏توان شکست داد؛ روزهایی که رهبر و استاد ما «شهید سید عباس موسوی» در این میدان ایستاد و لباس مذهبی خود را به لباس نظامی تبدیل کرد و جوانان بعلبک را به مقاومت تشویق نمود تا اسرائیل را شکست دهند.


لبیک یا حسین

برادران و خواهران!

خداوند در رثای حسین(ع) به شما اجر دهد. شما فرزندان ایثار و فداکاری هستید. شما را به پایداری و حضور در صحنه دعوت می‏کنم.

حسین(ع) شما را دعوت می‏کند تا در مقابل اسرائیل و آمریکا مقاومت کنید. امام حسین(ع) از شما می‏خواهد تا در برابر دشمن پایداری کنید. شما هم به او بگویید که ما صدای شما را شنیدیم. شما هم به او بگویید: "لبیک یا حسین".